به یاد ابوالفضل سپهر
|
آی دونه دونه دونه نون و پنیر و پونه قصه بگم براتون؟ قصه ای عاشقونه؟ یه وقت نگین دروغه یه وقت نگین که وهمه اون که قبول نداره نمی تونه بفهمه بریم به اون فصلی که اوج گرمی ساله ماجرای قصه مون داخل یک کاناله کانالی که تو این دشت مثل قلب زمینه دور و بر این کانال پر از میدون مینه یک کانال که تو این دشت مثل قلب زمینه دور و بر این کانال ببین چه دلنشینه اون یکی پا نداره روی زمین افتاده اون یکی رو ببینین چقدر قشنگ جون داده رنگ و روی اون یکی از تشنگی پریده همون که روی پاهاش سر دو تا شهیده رضا منو نیگا کرد صورتشو تکون داد بغضی کردشو بی سیم از توی دستش افتاد عجب کربلاییه نشون به اون نشونه عطش نعره می کشه پنج روزه تشنه مونه! پنج روزه که می جنگیم کشته میشیم، میمیریم بی سیم میگه ))عقب گرد)) ولی عقب نمیریم رضا تشنه و زخمی زیر نور آفتاب من از پی گلوله دنبال یک قطره آب هیچی پیدا نکردم خسته شدم ،نشستم برای چند لحظه ای هر دو چشماموم بستم دیدم که توی باغی شهیدامون نشستن می خندن و می خونن در های باغ رو بستن چه باغ با صفایی درخت ها از جنس نور نهر هایی از عسل و ناگهان صدایی صدای سرد سوتب و ناگهان خمپاره وناگهان سکوتی رضا یهو نعره زد بی شرفا اومدن ماسکو بذار مرتضی که شیمیایی زدن سینه م پر از آتیش شد چشمامو هم گذاشتم اومد یه شیمیایی ماسک، ولی نداشتم لبخند زدم و گفتم ماسک نداریم رضا نعره کشید حرف نزن نفس نکش مرتضی چفیّه تو ،آب بزن حمله شیمیا ییه گفتم داری جوک می گی قمقمه ها خالیه رضا پرید ماسکشو گذاشت رو صورت من نعره کشیدم رضا ماسکتو خودت بزن خندید و گفت مرتضی برادرم بی خیال ! |
اون جا که نوزده نفر کنار هم خوابیدن ببین چقدر قشنگن تمامشون شهیدن یکی ازش خون میره ببین چقدر آرومه فکر میکنم که دیگه کار اونم تمومه مجتبی پا نداره سر علی شکسته مجید دَمر افتاده کریم به خون نشسته گلوله و گلوله انفجار و انفجار پاره های بچه ها قاب شده روی دیوار هر جارو که میبینی دلاوری افتاده هر جا جگر گوشه ی یه مادری افتاده حالا تو بهت این دشت میمون فوج دشمن از اون همه دلاور فقط رضا بود و من آی قصه قصه قصه کاخ هایی از بلور عجب باغ بزرگی چه باغ رنگارنگی پر از صفا ، پر از عشق عجب باغ قشتگی بال های ملائک روی دست بچه ها جام هایی از شراب توی دست بچه ها من و رضا از بیرون توی باغ رو میدیدم صدا بچه ها رو این جوری می شنیدم: ((آهای آهای بچه ها این جا عجب حالیه بچه ها هستن ولی جای شما خالیه)) صذا پیچید تو عالم صدا رو میشنیدم یهو با یک صدایی از توی خواب پریدم رضا نعره می کشید آهای آهای بسیجی تانک ها دارن میرسن بدو ،بدو،آر. پی .جی تانک بعثی خودش رو من رو گذاشتش و رفت رفتش بالای کانال نفهمیدم چه چیزی قلب اونو می آزرد نفهمیدم واسه چی پیرهنشو در آورد رضا نعره می کشید بی شرفا با شمام کانال هنوز مال ماست بیاین بیاین من اینجام دوشکاچی از روی تانک اونو هدف گرفتش کار رضا تموم بود نعره کشید و گفتش بیاین بیاین من اینجام کانال هنوز مال ماست بیاین بیاین ببینین کانال هنوز مال ماست گلوله های دوشکا هزار هزار ده هزار رضا دوید سوی تانک و نا گهان انفجار... فضای توی کانال زدود و گاز پر شد هیچ چی دیگه ندیدم نفهمیدم چه طور شد |
اتل متل توتوله خمپاره و آر.پی.جی نارنجک و گلوله صورت مهدی رفته مصطفی سر نداره رضا نعره می کشه: خیز برو،خمپاره این جمله توی گوشم مونده واسه همیشه التماس رضا رو فراموشم نمی شه الو الو کربلا پس نخودا چی شدن ؟ یاور دو! به گوشم بچه ها قیچی شدن کربلا،کبوترا از تو قفس پریدن ماآذوقه نداریم مهمونامون رسیدن کربلا جون به گوشی؟ جواب بده برادر بی سیم این طور جواب داد: ((الو به گوشی یاور؟)) چیزی نداریم که تا سر سفره بذاریم یاوردو! به گوشی؟ دیگه غذا نداریم پشت کانال ر سونده نعره کشیدم رضا! گلوله ای نمونده رضا سرش رو با بغض روی سجده میذاره خشابی تو دستاشه دستو بالا میاره! دستو میاره بالا انگار داره جون میده می زنه زیر گریه خشابو نشون میده میگه ببین خدایا روحیه ها عالیه! ولی چکار باید کرد؟ خشابمون خالیه صداش یهو بند میاد توی دست یک شهید عینهو یک معجزه یه گلوله آر . پی . چی دید رو به سوی اون شهید خندید و سر تکون داد یواشی گفت مرتضی گلوله رو نشون داد حرف اونو گرفتم نگاهشو فهمیدم جون تازه گرفتم سوی شهید دویدم خلاصه که تو کانال اون روز عجب حالی بود آهای غنیمت خورا جاتون عجب خالی بود یه وقت نگین دروغه یه وقت نگین که وهمه اون که قبول نداره نمی تونه بفهمه قصه فرود نداره فراز قصه اینه گلوله ی آر پی جی هنوز روی زمینه هر کی می خواد خدا فظ هر کی می خواد بمونه باید تمومه عالم این حرفا رو بدونه باید اینو بدونه گردان هنوز روی پاست هنوزم که هنوزه قلب زمین مال ماست آهای آهای با شمام گردان هنوز روی پاست هنوزم که هنوزه قلب زمین مال ماست! |
دانلود دکلمه ی اشعار شهید جانباز ابوالفضل (بهزاد) سپهر با صدای دلنشین شهید:
