تبليغاتX
عرش عشق
شهدا و نشر ارزشهای دفاع مقدس

سلام بر تو ای شلمچه

 

سلام بر تو ای قرار بی قراران ، ای جائیکه نه چندان دور نردبان معراج و ترقی بودی .

 

سلام بر تو ای نقطه تلاقی عرش با فرش .

 

سلام بر آن نیمه شب هایت ،

 

سلام بر آن فضای عارفانه و عاشقانه ای که شب زنده دارانت با ترنم زیبا و ملکوتی الهی العفو ، می آفریدند.

 

سلام بر نماز شب هایی که در سنگرهای آسمانی تو آغاز میشد و در بهشت خاتمه می یافت.

 

سلام بر تو ای شلمچه ، ای جبهه عاشقان ، ای تمامیت عرشیان ،

 

شلمچه تو مانند موج خاموش و درهم شکسته می مانی .

 

به ساغری که که خالی از شهد لقاء و بند نام شهادت شده است .

 

به دریایی که در بستر خویش آرام خفته است .

 

شلمچه جَذر و مَدّدت کجا رفت ؟

 

شلمچه جا دارد امروز چفیه ام را بر سر بکشم و اشک حسرت از چشمان ملتهبم جاری کنم و فریاد بکشم...

 

" هميشه به ياد شهدا باشيم "

 


+ نوشته شده در شنبه 23 آبان1388ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط سید رحیم عظیمی |

 

 

 

خورشيد اينجا عشق اينجا گنج اينجاست

مهمانسراي کربلاي پنج اينجاست

اين خاک گلگون تکه اي از آسمان است

اينجا عبادتگاه فوجي بي نشان است

*********************************************

گفتند شهيدِ گمنامه ،

پلاک نداشت ،

اصلاً هيچ نشونه اي نداشت ،

اميدوار بودم روي زير پيراهني اش

اسمش رو نوشته باشه،

نوشته بود:

«اگر براي خداست بگذار گمنام بمانم»

 


+ نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 8:50 قبل از ظهر توسط سید رحیم عظیمی |

من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر وما بدّلوا تبديلا

ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه

هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

 

حرمِ عشق کربلاست و چگونه در بند خاک بماند آنکه پرواز آموخته و راه کربلا  میشناسد و

چگونه از جان نگذرد آنکس که میداند جان، بهای دیدار است.

يه كبوتر عاشق ديگه پركشيد.يه بسيجي با صفا و بي ريا . مثل همه اون بچه هايي كه بدون هيچ چشم داشتي 8 سال مردانه مقاومت كردند و نذاشتن مملكت دست بيگانه بيفته.ديروز پنج شنبه 88/08/07 يكي ديگه از يادگارهاي دفاع مقدس در اراك پس از تحمل رنج و درد به سوي معبود پر كشيد و رفت پيش دوستاي شهيدش كه بي صبرانه منتظرش بودن. حاج محمد كاشاني رو ميگم.آدم عجيبي بود. وقتي خبر عروجش رو بهم دادند انگار تموم دنيا رو سرم خراب شد. آخه همين شب چهارشنبه بود كه تو خونشون دعاي توسل گرفتند و بچه ها تا پاسي از شب عزاداري كردند و متوسل شدن به قمر بني هاشم. چه نذر و نيازهاي كه نكرده بودند براي شفاي حاجي. الان هم جمعه 88/08/08 تازه از مراسم خاكسپاري حاجي اومدم. جا و راه نبود.سيل جمعيت نشون مي داد كه حاج محمد كاشاني چه انسان شريفي بوده. مردم نشون دادن كه حاجي رو چقدر دوستش داشتن. تا خبر عروج حاج محمد رو به داداشم دادم مثل يخ وارفت .فقط يك جمله گفت: حيف شد حاجي رفت.برادر بزرگم كه سالها قبل حدود 15 سال پيش سرباز سپاه اراك بوده ميگه: حاجي از بهترين فرماندهان حوزه مقاومت بود كه ابراهيم آباد رو متحول كرده بود. تموم سربازها دلشون مي خواست برن ابراهيم آباد پيش حاجي خدمت كنند. روستاي ابراهيم آباد اراك امروز پذيراي يك فرشته ديگر بود. يك انساني كه به اين عالم خاكي تعلق نداشت. دلش پيش شهدا بود. . البته برای ما سخت است دوری تو ولی حاجی خوشا به حالت که رفتی و  دیگر نمی بینی بی حرمتی به شهدا را . انگار نه انگار روزی روزگاری دفاعی مقدس بود و جوانانی که به خمینی عزیز لبیک گفتند و انگار نه انگار سه راهی شهادتی بود و شلمچه ای و کربلای پنجی. حاجی خوشا به حالت که رفتی و ....

آي مرد آب و آئينه و قرآن.

تو ماندني هستي، مگر آنچه خدايي است رنگ هم مي‌بازد؟

تو بقايت به وجه باقي خدا باقي است.

عروج ملكوتي اين سرباز اسلام را به پيشگاه حضرت ولي عصر (عج) و رهبر معظم انقلاب اسلامي تبريك و تسليت عرض مي كنم.


+ نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط سید رحیم عظیمی |
****